تبلیغات
palemoon - زورکیه؟نه عایــــــــــــا؟

palemoon

Never lose your heart ...And do come across

زورکیه؟نه عایــــــــــــا؟

زورکی رفتن عروسی بد ترین اتفاق ممکنه!قبلش میپرسن میای عروسی؟منم با شوق میگم نهههههههههههههههههههه!
بعدش میگن آماده شو بریم :|
مرسی از این همه تره خورد شدن برای صحبت های من :|
صبحشم که خونه مادربزرگم بودم تا عصرش کارای زبانمو الان کردم با یک سرعتی که!
این پرینتر چقد آهنگ میخونه:|
وسط عروسی هی صم بکم باید بتمرگم :|
دو دقیقه هم پا میشم هی مامانم میگه دامنت کوتاهه ،کوتاهه:| من چیکار کنم اینجا خیلی وضعیت سفت و سخته :|
دلمو ب دریا زدم میخوام کفش پاشنه دار بخرم!یوهووووووو!به درک که ملت کوتولن من میخوام لباسام بهم بیان!
دو تا عروسی هم در راهه!یوهوووووووووووو!فک و فامیل باز جم میشیم!
باید بدم اون پارچه ای رو که عاشقشمو بدوزن واسه مانتو!یاد تری میوفتم
وسط عروسی هی من دنبال موهای بلون کرده میگشتم..هیشکدوم مث تری نبود!اهم!
یه خانومه ای هم بود موهاشو قرمز کرده بود با لباس سبزززززززززززززززززز!مامانم میگه شرک درست کرده اینم که!


[ یکشنبه 12 مرداد 1393 ] [ 11:50 ب.ظ ] [ white witch ] [ نظرات() ]